عمى

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی عَمًی: کوری - پوشیده ونامفهوم (در عبارت "وَهُوَ عَلَیْهِمْ عَمًی ")
معنی عُمْیِ: کوران ( جمع أعمی)
معنی عَمِیَ: کور شود
معنی عَمِینَ: کوردل (عمین جمع عمی صفتی است مشبه از ماده عمی، یعمی فرق عمی با اعمی این است عمی تنها کسی را میگویند که بصیرت نداشته باشد، و اعمی به کسی اطلاق میشود که چشم نداشته باشد )
معنی عَمِیَتْ: کور شد - راه نیافت (عمیت ماضی از عمی است که به معنای کوری است، ولی در "فَعَمِیَتْ عَلَیْهِمُ ﭐلْأَنبَاءُ یَوْمَئِذٍ " معنای کوری مقصود نیست، بلکه استعاره از این است که انسان در موقعیتی قرار گرفته که به خبری راه نمییابد و مقتضای ظاهر این بود که عمی...
ریشه کلمه:
عمی (۳۳ بار)

جمله سازی با عمى

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اولئك الذين طبع الله على قلوبهم و سمعهم و ابصارهم و اولئك هم الغافلون لا جرم انالله يعلم ما يسرون و ما يعلنون فسيكفيكهم الله و هو السميع العليم، و تريهم ينظروناليك و هم لا يبصرون. صم بكم عمى فهم لا يرجعون، طسم تلك آيات الكتاب المبين،لعلك باخع نفسك الا يكونوا مومنين، ان نشا ننزل عليهم من السماء اية، فظلت اعناقهم لهاخاضعين.

💡 (قل هو للذين آمنوا هدى و شفا والذين لايومنون فى اذانهم و قر و هو عليهم عمى اولئكينادون من مكان بعيد)(220)

💡 قد جاءكم بصائر من ربكم فمن اءبصر فلنفسه و من عمى فعليها و ما اءنا عليكمبحفيظ (104)

💡 - طيب دوار بطبه قد احكم مراهمه واحمى مواسمه يضع ذلك حيث الحاجه اليه منقلوب عمى وآذان صم والسنه بكم (865)