بکیل. [ ب َ ] ( ع ص ) خوش نما در لباس و رفتار، یقال هو جمیل ٌ بکیل ٌ. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). || گوسپندان آمیخته با گوسپندان دیگر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || یقال ظلت الغنم بکیلة واحدة و عبیثة واحدة؛ اذا لقیت الغنم غنماً اخری فاختلط بعضها ببعض و هو مثل یضرب فی اختلاط القوم و تساویهم فی الفساد ظاهراً و باطناً. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || آرد یا رب ُ باروغن و خرما سرشته یا پِسْت با خرما و شیر یا آردی که به پِسْت مخلوط کرده با آب و روغن یا زیت تر کرده باشند. ( آنندراج ). خرما و پِسْت بشیر کرده. ( مهذب الاسماء ). بکالة. ( منتهی الارب ). و رجوع به بکالة شود.
خوش نما در لباس و رفتار یقال هو جمیل بکیل. یا گوسپندان آمیخته با گوسپندان دیگر. یا یقال ظلت الغنم بکیله واحده و عبیثه واحده اذا لقیت الغنم غنما اخری فاختلط بعضها ببعض و هو مثل یضرب فی اختلاط القوم و تساویهم فی الفساد ظاهرا و باطنا. یا آرد یا رب با روغن و خرما سرشته یا پست با خرما و شیر یا آردی که به پست مخلوط کرده با آب و روغن یا زیت تر کرده باشند.
اسم: بکیل (دختر) (کردی)
معنی: شخم زن ( نگارش کردی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 داده بباد خرمن عمر خود از گزاف پس جو بکیل و کاه بمیزان فروخته
💡 گر کند مدح تو آنکو زان نیاید یکهنر زر بدست آرد بکیل و در بچنگ آرد بمن
💡 طبع او چون یمنی کش بود از جود سهیل زایر از حضرت او جسته همی لعل بکیل
💡 گر نگار من دو زلف خویش بسپارد بمن مشگ سایم من بکیل و غالیه سایم بمن