بلا کلام

لغت نامه دهخدا

بلاکلام. [ ب ِ ک َ ] ( ع ق مرکب ) ( از: ب + لا( نفی ) + کلام ) بدون کلام. بی سخن. بی گفتگو: اگر بروفق تصور خویش در آن تصرفی نمایند بلاکلام بی وجه و ناصواب افتد. ( رشیدی ).

فرهنگ فارسی

بدون کلام. بی سخن. بی گفتگو: و اگر بر وفق تصور خویش در آن تصرفی نمایند بلا کلام بی وجه و ناصواب افتد.

جمله سازی با بلا کلام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای طالب طریق هدایت بلا کلام جویای اولیا نشود نطفه حرام

حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
سرگردان یعنی چه؟
سرگردان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز