لغت نامه دهخدا
بالع. [ ل ِ ] ( ع ص ) اسم فاعل از بلع. فروبرنده از حلق. بلع کننده. اوبارنده. || ( اِخ ) نام یکی از دو ستاره سعد بُلَع. نام ستاره روشن تر از دو ستاره سعد بلع.
بالع. [ ل ِ ] ( اِخ ) ( بمعنی بلعید ). یکی از شهرهای پنجگانه است که بر ساحل شرقی دریای قلزم برراه مصر تأسیس یافته بود. ( از قاموس کتاب مقدس ).