راستی کردن
مترادفها
درست کردن، تأیید کردن
متضادها
منحرف کردن
لغت نامه دهخدا
راستی کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) درستکاری کردن. امانت و صداقت کردن:
همه راستی کن که از راستی
نیاید بکار اندرون کاستی.فردوسی.اگر خواهی از هر دو سر آبروی
همه راستی کن همه راست گوی.فردوسی.راستی در کار برتر حیلتی است
راستی کن تا نیایدت احتیال.ناصرخسرو.راستی کن تا بدل چون چشم سر بینا شوی
راستی در دل ترا چشم دگر بینا کند.ناصرخسرو.راستی کن که اندرین رسته
نشوی جز براستی رسته.سنائی.راستی کن ای تو فخر راستان
ای تو صدر و من درت راآستان.مولوی.تو راست باش تا دگران راستی کنند
دانی که بی سطاره نرفته ست جدولی.سعدی.راستی کردند و فرمودند مردان خدای
ای فقیه اول نصیحت گوی نفس خویش را.سعدی.سعدیا راستروان گوی سعادت بردند
راستی کن که بمنزل نرسد کجرفتار.سعدی.هرکه راستی کند از خدا نترسد. ( مجالس سعدی ص 20 ).
تو راستی کن و با گردش زمانه بساز
که مکر هم بخداوند مکر گردد باز.سعدی.راستی کن که راستان رستند
در جهان راستان قوی دستند
یوسف از راستی رسید بتخت
راستی کن که راست گرددبخت.اوحدی.
فرهنگ فارسی
درستکاری کردن. امانت و صداقت کردن.
جمله سازی با راستی کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سیگن بحث را با این پرسش به پایان میرساند: " اکنون چه تفاوتی میان یک اژدهای نامرئی، غیرمادی و شناور که آتش بدون حرارت به بیرون میفرستد با اژدهایی خیالی و غیرواقعی میتوان یافت؟ حال که نمیتوان ادعای من را رد کرد و هیچ آزمایشی که برای رد آن نمیتوان پدیدآورد، چطور است که بگوییم این اژدها وجود دارد؟ ناتوانی شما در باطل کردن فرضیه من هرگز همسنگ با اثبات راستی و درستی آن نخواهد بود.
💡 ظاهراً دو دربِ این دروازه خمیده بودند و نامهای جداگانه داشتند. ترک کردن شهر روم از کنار درب راستی (موسوم به درب طلسمشده)[یادداشت ۳] عملی نامیمون بود، زیرا نقل بود که در سال ۴۷۹ یا ۴۷۸ ق.م. ۳۰۶ تن از خاندان فابیان از طریق آن از شهر خارج شدند اما در نبردی فاجعهبار کشته شدند. مقبرهٔ خانوادگی خاندان کلاودیان در بیرون دروازهٔ کارمنتا واقع بود.