تعارف دادن

لغت نامه دهخدا

تعارف دادن. [ ت َ رُ دَ ] ( مص مرکب ) تعارف فرستادن. هدیه و پیشکش فرستادن و دادن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) هدیه دادن پیشکش دادن.

جمله سازی با تعارف دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به رهن داده‌ام اسباب خانه را امروز که لازمست تعارف به این و آن دادن

💡 بیش از بیست فیلم سینمایی را رسماً و چندین فیلم را غیررسمی تدوین کرده‌ام. از تدوین‌های رسمی، نیمی از آن فیلم‌های خودم بوده، نیمی از آن فیلم‌های دیگران. در موارد غیررسمی یک طرف یا دو طرف خواسته‌ایم که نام من مخفی بماند. در امر داستان و فیلم‌نامه، اوضاع از این هم گَل و گشادتر بوده است. اول اینکه جلوی دهانم را نمی‌توانم بگیرم. هر طرحی را برای هر کسی ممکن است تعریف کنم و بسیار شده که طرح‌هایم به تعارف یا یغما رفته است. گاهی کسانی به این یغما دست یازیده‌اند که ظاهراً ۱۸۰ درجه مخالف من می‌اندیشند یا ادعایش را دارند و بخشی از امور روزانه‌شان به صفت نسبت دادن به موصوفی که من و امثال من باشیم مربوط است. اما من نمی‌رنجم و خوشحالم که ایشان به افکار من آلوده شده‌اند، حتی اگر افکار مرا و ایده‌های مرا دزدیده باشند.

حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز