لغت نامه دهخدا
شرف خان. [ ش َ رَ ] ( اِخ ) بدلیسی. او راست: «کتاب تاریخ امرای اکراد و آل عثمان و صفویه تاسال 1005 هَ. ق.» به فارسی. ( از یادداشت مؤلف ).
شرف خان. [ ش َ رَ ] ( اِخ ) بدلیسی. او راست: «کتاب تاریخ امرای اکراد و آل عثمان و صفویه تاسال 1005 هَ. ق.» به فارسی. ( از یادداشت مؤلف ).
بدلیسی اوراست: کتاب تاریخ امرای اکراد و آل عثمان و صفویه تا سال ۱٠٠۵ ق. به فارسی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در دورة صفویه، اسکندربیک منشی در ذکر امرای نامدار شاه طهماسب، به فرمانروایی شرف خان روزکی بر تنکابن اشاره کردهاست. رابینو نیز در ذکر فرمانروایان صفویِ حاکمِ تنکابن، علاوه بر شرف الدین، از الوند سلطان بن حسین خان فیروزجنگ (فرمانروا در ۱۰۰۶) و حیدرسلطانِ قویْ حصارلو نام بردهاست.
💡 پس از اینکه با تایید شاه تهماسب صفوی میر محمدی جانشین برادرش شد او روابط دوستانه و با احتیاطی با صفوبان داشت. با مرگ شاه تهماسب صفوی و شاه اسماعیل دوم صفوی و شکست صفویان طی چند جمنگ از دولت عثمانی، میر محمدی درباره روابطش با صفویه تجدید نظر کرد و به سمت عثمانی گرایش پیدا کرد. شرف خان بدلیسی در کتاب شرفنامه مینویسد: