بندول

لغت نامه دهخدا

بندول. [ ب َ ] ( اِ ) ریسمانی که بدریچه دول آسیا اتصال دارد و چون آنرا بکشند غله از دول در میان دو سنگ آسیا داخل گردد. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) ریسمانی که بدریچ. دول آسیا اتصال دارد و چون آن را بکشند غله از دول در میان دو سنگ آسیا داخل گردد.

جمله سازی با بندول

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در این کوه‌ها درخت‌های ونشک ژه الوک وکل همچنین گیاهان کوهی جاشیر روآسک کنگر لپو بندول خارج کارده درمنهوزیره کوهی فرنجمشکبوفور یافت می‌شود.<زیره و فرنجمشک سیوند> دارای عطر وبوی زیادوبنام زیره وفرنجمشک سیوند شهرت یافته و از قیمت بالایی برخوردار است.

باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز