متقاربه

لغت نامه دهخدا

متقاربه. [ م ُ ت َ رِ ب َ ] ( ع ص ) مؤنث متقارب: و ازمنه متفاوته و متناسبه و حرکات متقاربه و متباعده و مراتب اوتار و مدارج و تراکیب اوزان و الحان نشان کرد. ( سندبادنامه ص 65 ). و رجوع به متقارب معنی اول شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) مونث متقارب جمع: متقاربات.

جمله سازی با متقاربه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شيخ مذكور در كتاب (غيبت ) و صدوق در (كمال الدين ) و شيخ طبرسى در(دلائل ) و شيخ محمّد بن هبة اللّه طرابلسى در (غيبت ) خود و شيخ طوسى و غير ايشان،روايت كرده اند به عبارات مختلفه و معانى متقاربه. و ما آن را به عبارت شيخ طوسى در(غيبت ) نقل مى كنيم.

💡 بـدان كه از براى توكل معانى متقاربه اى با تعبيرات مختلفه نمودند به حسبمسالك مختلفه:

💡 مخفى نماند كه شمايل آن حضرت در اخبار متفرقه به عبارات مختلفه و متقاربه از طرقخاصّه و عامّه مذكور است و ذكر تمام هر خبر با مآخذ آن، موجبتطويل است. بنابراين به محل حاجت از متن هر يك قناعت مى شود با ترجمه آن و ترجيحبعضى بر بعضى و صورت اختلاف و عدم امكان اجتماع، خروج است از وضع كتاب.

جاز یعنی چه؟
جاز یعنی چه؟
دماغه یعنی چه؟
دماغه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز