خط و خال

لغت نامه دهخدا

خط و خال. [ خ َطْ طُ ] ( ترکیب عطفی، ص مرکب ) مخطط. دارای خطوط و خالها. منقش. || ( اِ مرکب ) خال صورت و موی تازه بر روی دمیده:
به بیداریش فتنه بر خط و خال
بخواب اندرش پای بند خیال.سعدی.ای دردمند مفتون بر خط و خال موزون
قدر وصالش اکنون دانی که در فراقی.سعدی.جهان چون خط و خال و چشم و ابروست
که هر چیزی بجای خویش نیکوست.شیخ محمود شبستری.شیوه و ناز تو شیرین خط و خال تو ملیح
چشم و ابروی تو زیبا قد و بالای تو خوش.حافظ.- خوش خط و خال؛ آنکه ظاهر آراسته دارد. کنایه از آدمی خوش ظاهر و بد باطن.
- مار خوش خط و خال؛ ماری که نقش و گل و بوته ٔقشنگ بروی پوست دارد.
|| کنایه از آدم خوش ظاهر و بد باطن. انسان فتنه جو.

فرهنگ فارسی

مخطط دارای خطوط و خالها

جمله سازی با خط و خال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از خط و خال و رخ و چشم تو می یابد مدام دیده نور و دل سرور روح ذوق تن توان

💡 خرد از سحر حلال سخنت مدهوش است دل و جان بر خط و خال و قلمت مفتتن است

💡 جهان چون خط و خال و چشم و ابرو است كه هر چيزى به جاى خويش نيكو است

💡 این جمله نقش ماست کز آئینه شد عیان وصفی که شد زلف و رخ و خط و خال دوست

💡 وانکه را با خط و خال تو پریوش ربط است خط آزادگی او را بود از دیو رجیم

قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
لاله زار یعنی چه؟
لاله زار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز