تربر

لغت نامه دهخدا

تربر. [ ت َ ب ُ ] ( نف مرکب ) تربرنده، و قسمی اره که بدان درختان تر برند. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). || ( ن مف مرکب ) غله ای که پیش از زرد شدن و رسیدن، برای آفتی چون زنگ و ملخ و جز آن درو شده باشد. ( از یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). رجوع به تربر کردن شود.
تربر. [ ت ُ ب ُ ] ( اِخ ) تیره ای از شعبه جباره ایل عرب از ایلات خمسه فارس. ( ازجغرافیای سیاسی کیهان ص 87 ). رجوع به جَبّاره شود.

فرهنگ فارسی

تیره از شعبه جباره ایل عرب از ایلات خمسه فارس.

جمله سازی با تربر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 طایفه تَربُر نیز از مهاجرین ایل باصری می‌باشد. اجداد این طایفه در زمان قاجار و از خراسان به ایل باصری پیوسته‌اند. تربرها اکثراً ساکن شیراز و روستاهای تربرلای بیشه و تربر جعفری می‌باشند.

💡 خالدآباد، روستایی در دهستان تربر بخش داریان شهرستان شیراز در استان فارس ایران است.

💡 بسیاری از آثار تربر هجوآمیز است. آدم‌های سرگشتهٔ آثار او با دلتنگی در جهانی توضیح ناپذیر گام برمی‌دارند، آدم‌هایی که به گونه ای خنده آور با جهان خود در جدالند. در این آثار تشتت، حماقت و احساس پوچی، که تمدن به انسان‌ها می‌بخشد، دیده می‌شود.

💡 سازند تاربور یکی از سازندهای زمین‌شناسی زاگرس است که نام آن از روستای تربر در استان فارس گرفته شده است. برش الگوی این سازند در کوه گدوان حدود ۱۲۰۰ متری شمال دهکده تاربور گرفته شده است. ضخامت آن ۵۲۷ متر و سن آن را کرتاسه بالایی تعیین کرده‌اند.

💡 تربر لای بیشه، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان شیراز در استان فارس ایران است.

تیزی یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز