بچه دار

لغت نامه دهخدا

بچه دار. [ ب َ چ َ / چ ِ / ب َچ ْ چ َ / چ ِ ] ( نف مرکب ) دارای کودک. دارنده بچه. صاحب بچه. || محافظ و نگهبان بچه. || حامله. آبستن. ( ناظم الاطباء ). زنی که بچه دارد. زن حامله. ( آنندراج ). باردار. حامل:
زهدانکتان بچه بسیار گرفته
پستانکتان شیر بچه دار گرفته.منوچهری.ناقه مصیاف؛ ماده شتر بچه دار. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

دارای کودک دارنده بچه.

جمله سازی با بچه دار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بـعضى گفته اند كه فرزندانش در ايام ابتلايش از او دورى كردند و خدا با بهبودى اشآنان را دوباره دورش جمع كرد، و همان فرزندان زن گرفتند و بچه دار شدند. پس معناىايـنكه خدا فرزندانش را و مثل آنان را به وى بخشيد همين است كه آنان و فرزندان آنان رادوباره دورش جمع كرد.

💡 نوید به سیلور می‌گوید که آمادگی پدر شدن را ندارد و همین موضوع باعث می‌شود که سیلور او را رها کند. سیلور از تدی می‌خواهد که با او بچه دار شود.

💡 کلیسای انگلیستان نیز برای اولین بار اعلام کرد زوج‌هایی که پیش از اینکه ازدواج کنند بچه دار شده‌اند برای ازدواج رسمی به کلیسا بیایند.

💡 سیندی و جیم گیرین زوجی جوان هستند که نمی‌توانند بچه دار شوند. آنها صندوقچه‌ای حاوی آرزوهایشان برای فرزند را در حیاط پشتی خانه دفن می‌کنند. به زودی آنان به شکلی عجیب صاحب یک پسربچه می‌شوند و نام او را «تیموتی» می‌گذارند. اما تیموتی فراتر از یک انسان معمولی است.

💡 ➢فکرت: او دختر بزرگ علی رضا بیگ است. او دختری بالغ است که بیشتر از همه از پدرش حمایت می‌کند و مانند او به ارزش‌های اخلاقی اهمیت می‌دهد. فکرت مثل خواهرانش زیبا نیست. همچنین به دلیل بیماری لکه ای روی صورتش باقی مانده‌است. او مانند خواهرانش به لباس و زیور آلات و سرگرمی علاقه ندارد. او که نمی‌توانست خوشگذرانی و مهمانی‌های خانه را تحمل کند، حاضر شد با مردی بیوه و بچه دار ازدواج کند.

تکه یعنی چه؟
تکه یعنی چه؟
حسنا یعنی چه؟
حسنا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز