بهرامیان
لغت نامه دهخدا
بهرامیان. [ ب َ ] ( اِخ ) منسوب به بهرام:
کجا آن بزرگان ساسانیان
ز بهرامیان و ز اشکانیان.فردوسی.شاه مشرق آفتاب گوهر بهرامیان
صبح عدل از مشرق آن خاندان انگیخته.خاقانی.پیشت صف بهرامیان بسته غلامی را میان
در خانه اسلامیان عدل تو معمار آمده.خاقانی.
فرهنگ فارسی
منسوب به بهرام
جمله سازی با بهرامیان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قبله شدادیان پیرایه بهرامیان آن بگردون بر رسانده پایه شدادیان
💡 به عقیدهٔ بهرامیان، بابک به زبان آذری باستان یعنی همان زبان پهلوی سخن میگفته است.
💡 فرمان ده اسلامیان، دارای دوران اخستان عادلتر از بهرامیان، پرویز ایران اخستان
💡 خلیل بهرامیان از سال ۱۳۴۷ به کار وکالت و دفاع از حقوق زندانیان سیاسی مشغول بودهاست.
💡 خلیل بهرامیان وکیل ایرانی است که در زمینه پروندههای مربوط به حقوق بشر فعالیت کردهاست.
💡 اکرم بهرامیان در مستندی به نام «بگذار تا همیشه» به زندگی یاقوت میپردازد.