لغت نامه دهخدا
بامردی. [ م َ دا ] ( اِخ ) قریه ای است از توابع بلیخ از نواحی دیار مضربین رقه و حران در جزیره. ( از معجم البلدان ).
بامردی. [ م َ دا ] ( اِخ ) قریه ای است از توابع بلیخ از نواحی دیار مضربین رقه و حران در جزیره. ( از معجم البلدان ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خوی بامردی گرفته ذاتش اندر عهد مهد مشنو این مجبول مردی بگذرد زان شنشنه