لغت نامه دهخدا
( بالمرة ) بالمرة. [ بِل ْ م َرْ رَ ] ( ع ق مرکب ) ( از: ب + ال + مرة ) اصلاً. ابداً. هرگز. || تماماً. یکبارگی. پاک. بیکباره. یک دفعگی. بتمامه. از همه جهت. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مره شود.
( بالمرة ) بالمرة. [ بِل ْ م َرْ رَ ] ( ع ق مرکب ) ( از: ب + ال + مرة ) اصلاً. ابداً. هرگز. || تماماً. یکبارگی. پاک. بیکباره. یک دفعگی. بتمامه. از همه جهت. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مره شود.
یکبار ه یکبارگی بیکبار: (( چه لازم که رای خود را در رای نوکر و چاکر مستهلک سازی و خود بالمره عاطل و مستدرک باشی. ) )
اصلا و ابدا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «تصور این که قرائت دستخط اعلیحضرت اقدس همایون شاهنشاهی ارواحنا فداه محتمل است حدوث اشکالی را تولید کند، بالمره فکری نارسا بودهاست. با کمال اقتدار و با نهایت نیرومندی لازم است وظیفه خود را ایفا نمایید. تشکیل این دولت وطنی و اصلاح کننده را هیچکس جز خیانت کار نمیتواند تردید کند. آن هم فوراً تنبیه میشود».
💡 علاوه بر این، چون محسود تو را چنین یافت، دل او با تو صاف و پاک می شود و محبت تو در دل او جایگیر می شود و آثار محبت او در خارج ظهور می کند و چون تو او را چنین یافتی به دل، او را دوست می گردی و شایبه حسد بالمره مرتفع می گردد.
💡 و از برای کمال توبه و تمامیت آن نیز شرایطی چند است و کسی که خواهد توبه او به سرحد کمال باشد و زنگ معصیتی که کرده بالمره از آئینه دل او زدوده شود باید بعد از تلافی و تدارک هر معصیتی به داوم ندامت و قضای عبادت و أدای مظالم پیوسته بر حال خود گریان و همیشه متألم و محزون باشد و به أزای آن معصیت، نفس خود را به زحمت بیندازد و ریاضت دهد و در اکل و شرب تقلیل نماید.
💡 بالمره مجاهد شو، پیوسته مشاهد باش گر کام نشد حاصل، کن جهد و مکرر کن