پستی گرفتن

لغت نامه دهخدا

پستی گرفتن. [ پ َ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب )فرود آمدن. تنزل. نزول کردن. نازل شدن:
چو شب رفت و بر دشت پستی گرفت
هوا چون مغ آتش پرستی گرفت.عنصری.نالم به دل چو نای من اندر حصار نای
پستی گرفت همت من زین بلندجای.مسعودسعد.|| پست گشتن. کوتاه شدن. انحطاط. دنائت.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- فرود آمدن تنزل کردن نزول. ۲- پست گشتن کوتاه شدن. ۳- دنائت انحطاط.

جمله سازی با پستی گرفتن

💡 سپس خبرگزاری‌ها ضمن تأیید این خبر، عکسی از شاهرودی به‌همراه سمیعی که ریاست این مرکز را بر عهده دارد، منتشر کردند. هم‌زمان تعدادی از ایرانیان مقیم آلمان در برابر کلینیک علوم مغز و اعصاب دست به تظاهرات زدند. پس از این اعتراضات و نقدهای وارد شده به مجید سمیعی پزشک و جراح مغز و اعصاب ایرانی، ایشان با بخش فارسی بی‌بی‌سی مصاحبه‌ای انجام داد و در آن ادعا کرد که به دلیل دوری از سیاست، وی را نمی‌شناخته‌است. در ادامه هم با انتشار پستی در اینستاگرامش نوشت که «هر پزشکی که در معالجه بیمارش جنس، نژاد، گرایش جنسی، سیاسی یا هر مولفهٔ دیگری را لحاظ کند می‌باید کار طبابت را کنار بگذارد». با بالا گرفتن اعتراض‌ها گزارش شد که فولکر بک، عضو حزب سبزها و نمایندهٔ پیشین پارلمان آلمان، از محمود شاهرودی به صورت رسمی به اتهام «قتل» و «جنایت علیه بشریت» شکایت کرده‌است. اما شکایت به سرانجام مشخصی نرسید و هاشمی شاهرودی دو روز بعد خاک آلمان را به مقصد ایران ترک کرد.

💡 گروگان‌گیر یک عضو پلیس ملی فیلیپین به نام رنالد مندزا، یک مقام عالی‌رتبه پلیس، به دنبال باز پس گرفتن پست قبلی اش در پلیس ناحیه مانیل بود. پستی که او به جرم اخاذی از دست داده بود.

ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
نجیب یعنی چه؟
نجیب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز