مسأله گو

لغت نامه دهخدا

مسأله گو. [ م َ ءَ ل َ / ل ِ ] ( نف مرکب ) مسأله گوی. مسأله گوینده. گوینده مسأله. بیان کننده مسائل. کسی که احکام شرعی فرعی را در مورد عبادات یا معاملات برای مردم بیان میکند. آنکه حکم مجتهد را درباره موضوعی برای مقلد بیان مینماید: و مسأله گوئی یا نکته جویی یا فصیح سخنی. ( ترجمه محاسن اصفهان ص 141 ).

فرهنگ فارسی

بیان کننده مسائل

جمله سازی با مسأله گو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مراست مسأله‌یی چند ای پسر مشکل مگر هم از تو شود مشکلات من آسان

💡 هم روی تو پیرایهٔ صد مسأله حکمت هم موی تو سرمایهٔ صد مرحله سودا

شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز