سگ در پوست داش

لغت نامه دهخدا

سگ در پوست داشتن. [ س َ دَ ت َ ] ( مص مرکب ) کنایه از موذی و بدنفس بودن. ( آنندراج ).

جمله سازی با سگ در پوست داش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در شکل روبه‌رو، صاحب سگ (A) در ابتدا در مبدأ قرار دارد و سگ (P) با یک قلاده به طول AP روی محور y قرار دارد. صاحب سگ در امتداد محور x حرکت می‌کند.

💡 (اميرالمؤ منين ! بداند كه: سگ در اين ظرف زبان زده است !) وقتى عبدالملك نامه هند راخواند شيفته فهم و كمالش شد و از آن مضمون كه براى حجاج گفته بود خنديد. سپسنامه اى به وى بدين گونه نوشت:

💡 سپس زن گفت: اى پادشاه مى خواهى از ظرف غذائى بخورى كه سگ در آن پوزه زده و ازآن خورده است ؟! شاه از اين سخن شرمگين شد و از خانه بيرون رفت. چنان شرمنده وناراحت شده بود كه يك لنگ كفش ‍ خود را جا گذاشت و فراموش كرد بپوشد!

💡 اگر شى ء نجسى از آن حالت اول خارج شود پاك مى گردد.مثل اين كه سگ در نمكزار نمك شود يا چوب نجس پس از سوزاندن خاكستر گردد.

💡 آن تن من، یا وجود اوحدی، یا خاک راه یا سگ در، یا غلام خواجه، یا هندوی تست؟

💡 با بت اندر کعبه نتوان رفت وبا سگ در حرم بر در جانان اگر از خویشتن رفتی بیا