فرهنگستان زبان و ادب
{ice run} [علوم جَوّ] حرکت یخ یا یخ برفابه با جریان رود به ویژه در مرحلۀ آغازین شکست یخ رودخانه در بهار یا تابستان
{ice run} [علوم جَوّ] حرکت یخ یا یخ برفابه با جریان رود به ویژه در مرحلۀ آغازین شکست یخ رودخانه در بهار یا تابستان
حرکت یخ یا یخ برفابه با جریان رود بهویژه در مرحلۀ آغازین شکست یخ رودخانه در بهار یا تابستان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پیشران وسیلهای است که برای تبدیل نیروی مکانیکی به نیروی رانش در هواگردها و کشتیها استفاده میشود.
💡 دیگر دلم خدنگ جفا رانشان شدست جرمی ز من مگر بتو خاطرنشان شدست؟
💡 برای جزئیات بیشتر دربارهٔ این بخش از مقاله، رانش ژن و اندازه جمعیت مؤثر را ببینید.
💡 هر جا که سوگ و سور بود، مرغ خانگی رانش بسیخ و سینه بدیگ مسمن است
💡 رانش زمین در مناطقی از استان کوانگ تاکنون ۴۱ کشته برجای گذاشت و ۸۱ نفر ناپدید شدهاند.
💡 فتاده است کارم به خونریز طفلی که گلگون شود اسب نی زیر رانش