خاش و خماش

لغت نامه دهخدا

خاش و خماش. [ ش ُ خ َ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) بمعنی خاش و خش است که خس و خار و ریزه های دم مقراض و تیشه و چیزهای افکنده و بکارنیامدنی باشد. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). داس و دلوس. قاش و قماش. || آشغال.

فرهنگ فارسی

بمعنی خاش و خش است که خس و خار و ریزه های دم مقراض و تیشه و چیزهای افکنده و بکار نیامدنی باشد.

جمله سازی با خاش و خماش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چنان‌که اشاره شد، تنوع دوخت در هر منطقه و اصالت آن تفاوت‌هایی را در انواع سوزن‌دوزی ایجاد کرده. به عنوان مثال در منطقه ایرنشهر، قاسم‌آباد، پیپ، ورکات، اسپکه و چانف یا ناحیه خاش و گشت فرق‌هایی با یکدیگر دارند. برای توضیح این امر به چند نوع از شیوه‌های مختلف دوخت اشاره می‌شود:

💡 ناحیه سرحد (شامل زاهدان تا انتهای خاش و سراوان) به همراه ناحیه مکران (شامل ایرانشهر تا چابهار)و ناحیه سیستان (شامل زابل،زهک و نیمروز)، سه نواحی بلوچستان ایران در استان سیستان و بلوچستان هستند که سرحد در شمال مکران قرار دارد و با نام سرحدِ بلوچستان شناخته می‌شود. این نام در اصل روایتگر مرزهای شمالی و انتهایی بلوچستان است که به زهک سیستان منتهی می‌شود.

💡 هامون پوزک عمدتاً در افغانستان قرار دارد. این دریاچه از طریق کانال شلاه چرخ آب رود هیرمند و نیز آب رود خاش و دیگر رودهای کوچک را دریافت می‌کند.

طلایی یعنی چه؟
طلایی یعنی چه؟
شکوه یعنی چه؟
شکوه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز