حی هلا
مترادفها
خوش آمدی
لغت نامه دهخدا
حی هلا. [ ح َی ْ ی َ هََ] ( ع اِ فعل ) حی هلاً. حَی َّ هَل َ. حَی َّ هَل ْ. تحریض و استعجال است، یعنی بشتابید و بشتاب. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || حی هلا بفلان؛ لازم گیر او را. ( منتهی الارب ). و بخوان او را. ( اقرب الموارد ).( حی، اقبال کن + و هل، شتاب کن ). ( اقرب الموارد ).، حیهلا. [ ح َی ْ ی َ هََ لَن ْ ] ( ع اِ فعل ) کلمه تحضیض است. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به حیهل شود.
فرهنگ فارسی
حی هلا. حی هل تحریض و استعجال است یعنی بشتابید و بشتاب.
جمله سازی با حی هلا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هلا بازگو تا چه نامی به نام به سقلاب روم از چه داری مقام
💡 وان همی گوید «چنین بیهودهها دور دار از من، هلا پرکن شراب،
💡 ولیک عاشق حق را چو بردراند شیر هلا دریدن او را چو دیگران مشمار
💡 هلا بس کن هلا بس کن منه هیزم بر این آتش که میترسم که این آتش بگیرد راه بالایی
💡 اگر بگویم باقی بسوزد این عالم هلا قناعت کردم بس است گفتاری
💡 برخیز و برافروز هلا قبلهٔ زردشت بنشین و برافگن شکم قاقم بر پشت