لغت نامه دهخدا
( آشکارسازی ) آشکارسازی. [ ش ْ / ش ِ ] ( حامص مرکب ) عمل آشکار ساختن جریانهای برق مغناطیسی. ( فرهنگستان ).
( آشکارسازی ) آشکارسازی. [ ش ْ / ش ِ ] ( حامص مرکب ) عمل آشکار ساختن جریانهای برق مغناطیسی. ( فرهنگستان ).
( آشکار سازی ) ۱ - عمل آشکار ساختن هویدا کردن ۲- عمل آشکار ساختن جریانهای برق مغناطیسی
آشکارسازی
{coming out} [علوم سلامت] آشکار کردن هم جنس گرا یا دوجنس گرا بودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ماجولا-۳ پشتیبانی برنامهنویسی عمومی (مثل قالبها)، چند نخ، کنترل استثنا، بازیابی زباله، برنامهنویسی شی گرا، آشکار سازی و نشانه واضح کدهای نا امن را به زبان خود افزود.
💡 توگف نقش مهمی را در کمک به آشکار سازی و حذف ریسک فرایند توسعه معماری بازی میکند. همچنین بستری را برای ارزش آفرینی فراهم میکند؛ و کاربران را در ساخت راه حلهای مبتنی بر سیستمهای باز در جهت رسیدن به اهداف و نیازهای کسب و کارشان توانمند میسازد.
💡 این پروتکل نباید با آشکار سازی اطلاعات به وسیله کلید خصوصی اشتباه گرفته شود که کاربران معمولاً اطلاعات رمز شده خود را در دیتابیس قرار میدهند و میخواهند بدون اینکه این اطلاعات رمزنگاری شده آشکار شود در آن به دنبال دادههای مورد نظر خود بگردند که دیتابیس از کلید خصوصی برای حل این موضوع استفاده میکند
💡 در این حالت، به دلیل این که ماده غیر خطی، مثل یک لنز ضعیف در جهت z عمل میکند، روزنه میدان دور، آشکار سازی اعوجاجات کوچک پرتو در پرتو اصلی را ممکن میسازد.