لغت نامه دهخدا
( آتش سری ) آتش سری. [ ت َ س َ ] ( حامص مرکب ) غضب بسیار. خشم سخت. نابردباری:
مکن تیزمغزی و آتش سری
نه زینسان بود مهتر لشکری.فردوسی.بگودرز فرمود پس شهریار [ کیخسرو ]
که رفتی کمربسته کارزار
چو لشکر سوی مرز توران بری
مکن تیز دل را به آتش سری.فردوسی.