اسواء

لغت نامه دهخدا

اسواء. [ اَس ْ ] ( ع اِ ) ج ِ سی. || ج ِ سوء. || ج ِ سواء. ( اقرب الموارد ).
اسواء. [ اِس ْ ] ( ع مص ) تباه گردانیدن. || بدی کردن با کسی. || زنا کردن. || رسوا گردیدن. || در بلا افتادن. || تمام درآوردن چیزی را در چیزی. || انداختن حرفی از قرآن. ( منتهی الارب ). || بیوکندن و دست بداشتن. ( تاج المصادر بیهقی ). بگذاشتن. ترک کردن چیزی راو غفلت کردن از آن: اسویت الشی ٔ. || برابر و هموار ساختن: اسویته. || برابری کردن با: اسویته و به. ( منتهی الارب ). || مقتدا و اسوه کردن کسی را بر کسی. ( اوقیانوس ) ( منتهی الارب ). || اسواء رجل؛ برابر پدر شدن مرد در خلق. ( تاج العروس ). || بتمامی جوانی رسیدن.

جمله سازی با اسواء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عبدالله بن سبا مرد جنجال برانگيز تاريخ از اهالى يمن و ملقب به ابن اسواء است.تاريخ نگاران او را مردى يهودى از اهالى يمن دانسته كه مادرش زنى حبشى بود و خود درعصر حكومت عثمان بدنيا آمد و اسلام خود را ظاهر نموده و پس از مدتى مردم را عليه عثمانشورانده و دعوت به خدايى امام على بن ابيطالب كرده است. برخى از محققين، وجودعبدالله بن سبا را از جمله موهومات دانسته و معتقدند كه اصلا چنين كسى وجود خارجىنداشته است.(245)

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز