تعریف اصلی
کلمه «قادس» در زبان عربی به معنای کشتی بزرگ آمده است. این واژه در متون لغوی همچون منتهی الارب و معجم البلدان ذکر شده و برای اشاره به وسیلهای دریایی با ابعاد عظیم و توانایی حمل بار یا نفرات بسیار بهکار میرود. همچنین در برخی منابع، این واژه به معنای «شدید» نیز آمده است که نشاندهنده شدت و صلابت در کاربرد صفتی آن است.
کاربرد جغرافیایی
«قادس» در منابع تاریخی و جغرافیایی به نام مکانهایی مختلف اطلاق شده است. از جمله قصبهای در هرات، دهی در مرو نزدیک به ذرق علیا، و جزیرهای در غرب اندلس. این تنوع در کاربرد، نشان میدهد که واژه علاوه بر معنای لغوی، در جاینامها نیز رواج داشته و به مناطقی مشخص در جهان قدیم اشاره دارد.
وجه تاریخی و داستانی
جزیره قادس در اندلس از شهرت بیشتری برخوردار است. در روایتها آمده که در آن طلسمی مشهور وجود داشت که مانع ورود بربرها به جزیره میشد. همچنین داستانی افسانهای درباره ساخت طلسم و آوردن آب به جزیره برای گرداندن آسیابی نقل شده است.
قادس. [ دِ ] ( ع اِ ) کشتی بزرگ. ( منتهی الارب ) ( معجم البلدان ). || ( ص ) شدید. ( بحر الجواهر ).
قادس. [ دِ ] ( اِخ ) قصبه ای است در هرات. ( منتهی الارب ).
قادس. [ دِ ] ( اِخ ) دهی است از دهات مرو نزدیک به ذرق علیا. ( معجم البلدان ج 4 ص 5 ) ( الانساب سمعانی ).
قادس. [ دِ] ( اِخ ) جزیره ای است در مغرب اندلس نزدیک توابع شذونه نزدیک به خشکی که میان آن و خشکی خلیج کوچکی است.طلسم مشهوری که گویند مردم بربر را از ورود به اندلس مانع می شد در این جزیره بوده است. و داستان طلسم چنان است که جزیره قادس در تصرف رومیان بود و امپراطور مالک این جزیره را دختری بود در نهایت زیبائی. ملوک اطراف او را از پدر وی خواستگاری کردند دختر گفت آن کس که خواهد شوی من شود باید طلسمی بسازد که مردم بربر را از درآمدن بدین جزیره مانع شود و یا به وسیله ای آب را از جانب خشکی به جزیره آرد چنانکه آسیائی را بگرداند. در ضمن خواستگاران دختر دو پادشاه بودند یکی ساختن طلسم را پذیرفت و دیگری آوردن آب و بکار انداختن آسیا را بدان شرط که هریک زودتر کار خود را انجام دهد، دختر از آن او باشد. پیش از ساختن طلسم آب در جزیره براه افتاد و آسیا ساخته شد. ولی پدر دختر از افشاء این امر خودداری کرد تا مبادا طلسم باطل گردد. همین که سازنده طلسم کار خود را به انجام آورد و چیزی جز رنگ آمیزی آن نمانده بود آسیا را به کارانداختند و به سازنده طلسم خبر دادند که رقیب او در کار خود بر وی پیشی گرفت. وی از شکست خویش پریشان حال شد و از بالای مرکزی که برای نصب طلسم ساخته بود خود را به زیر افکند و بمرد. رقیب او بر دختر و طلسم و آسیا هر سه دست یافت. ( معجم البلدان چ مصر ج 7 ).
شهر و بندریست در جنوب غربی اسپانیا در ساحل اقیانوس اطلس مرکز ولایت اندلس ۱۴۴٠٠٠ تن سکنه.
جزیره ایست در مغرب اندلس نزدیک توابع شد و نه نزدیک به خشکی که میان آن و خشکی خلیج کوچکی است.
قادس ( به لاتین: Qades ) یک منطقهٔ مسکونی در افغانستان است که در ولایت بادغیس واقع شده است.
رجوع شود به:کادیس، شهر