غوصه
مترادفها
غوطهوری، غرق شدن
لغت نامه دهخدا
( غوصة ) غوصة. [ غ َ ص َ ] ( ع مص ) یکبار غوطه خوردن. در فرهنگ اوبهی آمده: غوته، غوطه بود، و غوصة نیز گویندش یعنی سر فروبردن به آب بتمامی تن - انتهی. قیاساً اسم مرت از غَوص است.
جمله سازی با غوصه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شود از بند جان و تن آزاد می کند غوصه هرچه بادا باد
💡 همچو غواصان در این دریای موج سیمگون غوصه میزد نور میانداخت گرد هر کنار