لغت نامه دهخدا
صعود و نزول. [ ص ُ دُ ن ُ ] ( ترکیب عطفی، اِمرکب ) برشدن و فرود آمدن. بالا رفتن و پائین آمدن.
صعود و نزول. [ ص ُ دُ ن ُ ] ( ترکیب عطفی، اِمرکب ) برشدن و فرود آمدن. بالا رفتن و پائین آمدن.
بر شدن و فرود آمدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جان بُخاری (چی 氣) بالتناوب صعود و نزول میکنند، و در صعود بذروجود، آگاهی معطوف به (جینگ 精) شده یعنی برگرداندن جان گریخته به جای اولش و متعاقب آن دسترسی به عقلِ آسمانی وجود میسور است.
💡 9 زندگى داراى دو منحنى صعود و نزول است. صعود از خاك تا رسيدن به مرحله (اشدّكم )و منحنى نزول رسيدن به مرحله (اءرذل العُمُر)
💡 اى شيخ !شايد گمان مى كردى اين صعود و نزول و جنگ و جهاد ما به قضاى حتمى و قدرلازم انجام شد.
💡 از نظر استفاده، کایاکها میتوانند برای مجموعهای از فعالیتهای آبی مورد استفاده قرار گیرند، از جمله صید، کانوئینگ، تفریح و مسابقه. همچنین، برخی افراد از کایاکها برای صعود و نزول در رودخانهها و تجربه ماجراجویی استفاده میکنند.
💡 در این انجمن، شیوه نوینی برای هنر خوشنویسی ابداع شده که آن استفاده از ابزارهای نوین نوشتاری (مانند خودکار) بجای ابزار سنتی خوشنویسی (مانند قلم نی و دوات) با حفظ تمام اصول فنی هنر خوشنویسی نستعلیق (مانند ضعف و قوت، صعود و نزول، سواد و بیاض) است.