لغت نامه دهخدا
شش جهتی. [ ش َ / ش ِ ج َ هََ ] ( ص نسبی ) هر چیزی که دارای شش سطح باشد. || کثیرالاضلاع مسدس. ( ناظم الاطباء ). رجوع به شش پهلو شود.
شش جهتی. [ ش َ / ش ِ ج َ هََ ] ( ص نسبی ) هر چیزی که دارای شش سطح باشد. || کثیرالاضلاع مسدس. ( ناظم الاطباء ). رجوع به شش پهلو شود.
هر چیزی که دارای شش سطح باشد یا کثیرالاضلاعی مسدس.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مهندسِ فَلَکی راهِ دِیرِ شش جهتی چُنان بِبَست که رَه نیست زیرِ دیرِ مُغاک
💡 اختر آسمان معرفتی زبدهٔ چار طبع و شش جهتی
💡 شکسته است درین چار طاق شش جهتی چو در میان دوصف یک مقاتل افتاده
💡 نی زمین و نه فلک را قدم و طاقت توست نه در این شش جهتی پس ز کجا آمدهای