سرلوح

مترادف‌ها

مقدمه، دیباچه، پیش‌گفتار

متضادها

فرجام، پایان، خاتمه

لغت نامه دهخدا

سرلوح. [ س َ ل َ / لُو ] ( اِ مرکب ) نقش و نگار که به ورق اول کتاب کنند. ( غیاث ). نقش و نگار که از آب زر و اقسام الوان بجای بسم اﷲ بر عنوان کتاب کنند و تنها لوح نیز آمده. ( آنندراج ). زینت که بر سر کتاب یا ابواب و فصول آن کنند از تذهیب و جز آن. ( یادداشت مؤلف ):
دنیاطلبان بی خبر از مطلب اصل اند
چون طفل که مشغول به سرلوح کتاب است.نعمت خان عالی ( از آنندراج ).کنون مردمانند از او چاره جو
که مالیده سرلوح صندل از او.میرزا طاهر وحید ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

نقش و نگار که بورق اول کتاب کنند.

جمله سازی با سرلوح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 فهرست مجد و نقطه تو حیدرا ظهور سرلوح لطف و مرکز تحقیق را مدار

💡 در کتاب‌سازی سنتی، سرلوح عبارت است از نام و عنوانی که بر بالای نامه (یا صفحه اول کتاب) نوشته می‌شود؛ اما در اصطلاح کتاب‌آرایی به نقش و نگاره‌ای مذهب یا مرصع گفته می‌شود که بر بالای نخستین صفحه زوج کتاب (صفحه دوم نسخه‌های خطی، یا پشت برگ نخست آنها) ترسیم می شده‌است.

💡 نخستین زینت مردان، بود پاکی ز هر نقشی که لوح ساده، سرلوح کتاب زندگی باشد

💡 با ورود چاپ سنگی، سنت سرلوح‌کشی در کتاب‌آرایی از بین نرفت و در نشر آثار ادبی فارسی به‌صورت چاپ سنگی در شبه قاره هند، ایران، و آسیای صغیر سرلوح‌های ساده و گاه مزدوج، با سیاهی و گاه با سیاهی و سرخی ترسیم می‌شد.

💡 از آنجا که سرلوح کتاب به لحاظ ابعادش، باید با جدول کتاب تناسب داشته باشد، عموماً در ابعادی ترسیم می‌شود که ابعادش از سمت راست و چپ، موازی و متساوی با ابعاد جدول کتاب باشد. به این مناسبت، در بسیاری از موارد سرلوح‌ها را نیز از چهار طرف آن "مجداول" می‌کرده‌اند و آن‌ها را را "لوح مجداول" مینامیده‌اند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران