زیر کوه

لغت نامه دهخدا

زیرکوه. ( اِخ ) یکی از دهستانهای بخش قاین شهرستان بیرجند است که از خاور به مرز ایران و افغانستان و از جنوب به دهستان طبس مسینا و از باختر به دهستان زهان و از شمال به بخش خواف محدود است و قراء مهم آن بهناباد و آبیز است که نخستین 612 تن و دومین 1369 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).

فرهنگ فارسی

یکی از دهستانهای بخش قاین شهرستان بیرجند است که از خاور به مرز ایران افغانستان و از جنوب به دهستان طبس مسینا و از باختر به دهستان زهان و از شمال به بخش خواف محدود است و قرائ مهم آن بهناباد و آبیز است که نخستین ۶۱۲ تن و دومین ۱۳۶۹ تن سکنه دارد.

جمله سازی با زیر کوه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به دستگیری لطفش مگر برون آید چنین که رفته دلم زیر کوه و زر و وبال

💡 ازبار غم چو یکشبه ماهی به زیر کوه شکل هلال مو کمری می‌کشد مرا

💡 تشتو در ۲۷ کیلومتری شمال شرقی دهستان کوخرد و روی تپه بلندی و در زیر کوه لاور واقع شده‌است.

💡 گر نیم آزاد خود را در تعلق باختم سود زیر کوه دامانی که برچیدن نداشت

💡 چون ز پا می فکند سختی ایام مرا زیر کوه غم او از کمر افتم چه شود؟

طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز