رینی
لغت نامه دهخدا
رینی. [ رَ / رِ ] ( ص نسبی ) در اصطلاح تصوف،ذاتی. طبعی. ختمی. ( یادداشت مؤلف ): اما حجاب دو است: یکی حجاب رینی... و یکی حجاب غینی و این زود برخیزد... پس حجاب ذاتی که رینی است هرگز برنخیزد و معنی رین و ختم و طبع یکی است... جنید گوید:... رین از جمله وطنات است و غین از جمله خطرات، وطن پایدار بود و خطر طاری. ( کشف المحجوب هجویری ص 5 ).
فرهنگ فارسی
در اصطلاح تصوف ذاتی طبعی ختمی.
جمله سازی با رینی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ما رینی، بسی اسمیت، اتل واترز و دیگر زنان از عوامل مؤثر در ترویج بلوز کلاسیک زنان بودند.
💡 ترکیب رزورسینول، هیدروژنه شده با نیکل رینی در حضور سدیم هیدروکسید آبی، باعث تشکیل یک انولات میشود که با متیل یدید به ۲-متیل-۱٬۳-سیکلوهگزاندیون آلکیله میشود:
💡 گر از رینی بیداد نازت شکوه پردازم شکست دل پر طاووس بر منقار میبندد
💡 همچنین برای افزایش خواص کاتالیست الکترودها میتوان از آلیاژسازی نیکل بهره برده میشود برای مثال آلیاژ نیکل-آلومنیوم که به نیکل رینی نیز شناخته میشود با خواص کاتالیزوری مناسب از جمله گزینههای رایج مورد استفاده است.