لغت نامه دهخدا
ذیاب. ( ع اِ ) ذِئاب. ج ِ ذیب. گرگان: در وقت انتصاف روز بتیغ انتصاف قرب پنجهزار جیفه کفار بر صحراء آن مصاف طعمه کلاب و نجعه ذیاب کردند. ( ترجمه تاریخ یمینی نسخه خطی مؤلف ص 201 ). رجوع به ذئاب شود.
ذیاب. ( ع اِ ) ذِئاب. ج ِ ذیب. گرگان: در وقت انتصاف روز بتیغ انتصاف قرب پنجهزار جیفه کفار بر صحراء آن مصاف طعمه کلاب و نجعه ذیاب کردند. ( ترجمه تاریخ یمینی نسخه خطی مؤلف ص 201 ). رجوع به ذئاب شود.
ذئاب. جمع ذیب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سعید بن طحنون آل نهیان (به عربی: سعيد بن طحنون آل نهيان) ششمین شیخ ابوظبی است. او جانشین خلیفه بن شخبوط بن ذیاب آل نهیان شد و از سال ۱۸۴۵ تا سال ۱۸۵۵ حکمرانی کرد
💡 ذیاب عوانه (عربی: ذياب عوانة؛ ۸ آوریل ۱۹۹۰ – ۲۵ سپتامبر ۲۰۱۱) یک بازیکن فوتبال اهل امارات متحده عربی بود.
💡 خلیفه بن شخبوط بن ذیاب آل نهیان (به عربی: خليفة بن شخبوط بن ذياب آل نهيان) (درگذشتهٔ ۱۸۴۵) پنجمین شیخ ابوظبی است. او جانشین طحنون بن شخبوط بن ذیاب بن عیسی آل نهیان شد و از سال ۱۸۳۳ تا سال ۱۸۴۵ حکمرانی کرد
💡 شکل ایشان شکل انسان فعلشان فعل سباع هم ذیاب فی الثیاب او ثیاب فی ذیاب
💡 ربیحه در آوریل سال ۲۰۱۶ درگذشت و در روستای دورا القرع در شمال رامالله بخاک سپرده شد.جنبش فتح در مورد درگذشت او گفت: با وفات ذیاب، جنبش فتح یک زن آهنین که عمرش را فدای خدمت به آرمان و وطنش نمود از دست داد.