دینگ
لغت نامه دهخدا
دینگ. ( اِ صوت ) حکایت آواز که از جسم فلزی سخت برخیزد.
- دینگ دینگ؛ حکایت صوت مکرر که از جسمی سخت برآید.
دینگ. [ ن َ ] ( اِخ ) زن یزدگرد دوم ساسانی و مادر هرمزد سوم و فیروزان، در مدت جنگ بین این دو شاهزاده در تیسفون سلطنت میکرد. ( دائرة المعارف فارسی ). رجوع به ایران در زمان ساسانیان ص 202 شود.
فرهنگ فارسی
زن یزدگرد دوم ساسانی مادر هرمزد سوم ( ه.م. ) و فیروز ( ه.م. ) در مدت جنگ بین این دو شاهزاده دینگ در تیسفون سلطنت میکرد.
حکایت آواز که از جسم فلزی سخت بخیزد.
جمله سازی با دینگ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دینگ خانه باقرآباد مربوط به دوره قاجار است و در شهرستان بافق، روستای باقرآباد واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۲ مرداد ۱۳۸۴ با شمارهٔ ثبت ۱۳۰۱۸ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 سیما کیان، تاریخنگار و نویسنده هان، در کتاب شیجی، او را نهمین پادشاه شانگ دانسته است که پس از برادرش یونگ جی(چینی:太庚) در سال گوئیسی(چینی:癸巳) در تختگاه بو(چینی:亳) به شاهی نشسست و یی شه و چنهو(چینی:伊陟 و 臣扈 ) وزرای او بودند. او هفتاد و پنج سال فرمان راند؛ پس از مرگ به وی عنوان تای وو گفته شد. پس از مرگ وی، برادرش، زونگ دینگ به پادشاهی رسید.
💡 نام دینگی از زبانهای بنگالی و هندی به انگلیسی وارد شدهاست. در فارسی در دریانوردی نظامی و تجاری نیز همین نام به کار میرود، اگر چه در دریانوردی سنتی خلیج فارس معادل آن «کتل» یا «کتر» نامیده میشود.
💡 پژوهشگران در مورد مالکیت این مهر اختلاف نظر دارند. بیشتر محققان آن را متعلق به دینگ بابکان میدانند. علیرضا شاپور شهبازی، ارنست هرتسفلد و فیلیس اکرمناز جمله کسانی هستند که این مهر را از آن دینگ همسر یزدگرد دوم و مادر هرمز و پیروز میدادند.