زلنگ زلنگ

لغت نامه دهخدا

زلنگ زلنگ. [ زَ ل َزَ ل َ / زِ ل َ زِ ل َ / زِ ل ِ زِ ل ِ ] ( اِ صوت ) حکایت صوت زنگ و زنگوله. آواز زنگ. صلصلة. بانگ درا. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجوع به ماده بعد شود.

جمله سازی با زلنگ زلنگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فـلانـى تـو بـرو خـود را به سيد برسان و از طرف من آسوده خاطر باش... اهاى چطورزهـر خـوشـحـالى بـه دلو مى ريزه... فلانى تب من يقينا قطع شده، فقط نگرانى من ازطـرف سـكـتـه نـمـودن اسـت... گـفـتـم خـدا حـافـظ و از كـاروانـسـرا بـيـرون شـدمخـوشـحـال و خـرم كه نگرانى از هيچ بابت ندارم و عبا را هم به زير ميرزا حسن انداخته امبـارم سـبـك شـده. هـوا نه گرم و نه سرد، از روى جسر گذشتم زمزمه كنان مجد در سيرشـدم خـود را بـه سـه ـ چـهـار سـاعـتـى يـه يـرت خان و يا خان خورشيد رساندم كه سيدروضـه خـوان در ايـوان كـاروانـسـرا غـريـب وار دسـت بـهبغل نشسته. ايوان را فرش نموده و آب آوردم چايى گذاردم كه ميرزا حسن با زلنگ زلنگقاطرها رسيد.

چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز