خیس کرده

لغت نامه دهخدا

خیس کرده. [ ک َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ). ترکرده. به آب مخلوط کرده. || در آب قرار داده. چون برنج خیس کرده.

فرهنگ فارسی

تر کرده یا در آب قرار داده

جمله سازی با خیس کرده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لوبیا چیتی (یک پیمانه) را از شب قبل خیس کرده و جداگانه حدود ۱۵ دقیقه می‌پزند، سپس ساقه کرفس‌ها را نگینی، نعناع و جعفریها را نیز کاملاً ریز خورد می‌کنند، قارچها (۵ عدد متوسط) را حلقه حلقه کرده با کرفس و سبزیهای خورد شده درون قابلمه ریخته و همراه دو لیوان آب و نمک، ادویه ی کاری، گلپر، زیرهٔ سبز و فلفل قرمز و با حرارت ملایم حدود یک ساعت و نیم می‌پزند تا خورش کاملاً جا بیفتد سپس با روغن زیتون سرو می‌کنند.

💡 از برگ و شاخه درخت خرما سبد و زیرانداز تهیه می‌کنند. از هسته آن نان و از میوه خرما شراب و عسل. مردم صحرا هسته درخت خرما را آرد کرده و از آن نان می‌پزند یا هسته را بو داده و آن را همانند قهوه استفاده می‌کنند زیرا دم کرده آن بسیار مطبوع است یا حتی آن را در آب برای چند روز خیس کرده و به عنوان غذای مقوی به شترهای خود می‌دهند.

نشانه یعنی چه؟
نشانه یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز