خفرک
لغت نامه دهخدا
خفرک. [ خ َ رَ ] ( اِخ ) نام یکی از بخشهای زرقان شهرستان شیراز است بحدود و مشخصات زیر: شمال ارتفاعات سیوند و دهستان کمین؛ خاور دهستان توابع ارسنجان؛جنوب ارتفاعات تخت جمشید و کوه رحمت و دهستان مرودشت؛ باختر تنگه و رودخانه سیوند. این دهستان در شمال خاوری بخش واقع است با آب و هوای معتدل. آب مشروب وزراعتی آن از رودخانه سیوند، چشمه سارها و قنواتست.محصولات آن عبارتند از: غلات، چغندرقند، میوه و لبنیات. شغل اهالی زراعت، باغبانی، گله داری و کسب می باشد.بخش خفرک از 26 آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده که در حدود 7000 نفر سکنه دارد. قرای مهم آن عبارتند از: سیوند، سیدان، فاروق، حسن آباد، اسماعیل آباد، کره تاوی،عباس آباد و محمودآباد. راه شوسه شیراز به اصفهان از باختر و راه فرعی تخت طاووس به توابع ارسنجان از وسط این دهستان می گذرد. طوایف بنی عبداللهی عرب در اطراف آن ییلاق دارند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
فرهنگ فارسی
یکی از دهستانهای بخش زرقان شهرستان شیراز که در شمال آن ارتفاعات سیوند و در جنوب ارتفاعات تخت جمشید و کوه رحمت و دهستان مرودشت واقع است.
نام یکی از بخشهای زرقان شهرستان شیراز است بحدود و مشخصات زیر: شمال ارتفاعات سیوند و دهستان کمین خاور دهستان توابع ارسنجان جنوب ارتفاعات تخت جمشید و کوه رحمت و دهستان مرودشت باختر تنگه و رودخانه سیوند.
جمله سازی با خفرک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 میرزا ابوالحسن خان خفرکی معروف به مشیرالملک دوم (زاده ۱۲۲۶ – درگذشته ۱۳۰۳ هجری قمری) از دولتمردان با نفوذ قاجار و وزیر فارس در زمان محمدشاه و ناصرالدینشاه بود.
💡 به خاک خفرک یوسف بگی است سنجر لو که گرگ ما شده ز لطف خواجه گشته دلیر