خشک بیخ

لغت نامه دهخدا

خشک بیخ. [ خ ُ ] ( ص مرکب ) ریشه خشک، بیخ خشک. چون:درخت خشک بیخ را هیزم شکن برید. || ( اِ مرکب ) خشک ریشه؛ ریشه وقتی که خشک شده باشد:
خشک بیخ آرزو را فتح باب از دیده ساز
کان گلستان را از این به نم نخواهی یافتن.خاقانی.

فرهنگ فارسی

ریشه خشک بیخ خشک

جمله سازی با خشک بیخ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 برکند از دل چو ریزه خشک بیخ حزن را ناله های زار بد خواهش بآواز حزین

💡 گیاهان باغچه به دلیل عدم آبیاری مناسب در طول فصل تابستان، دچار وضعیت خشک بیخ شده و به تدریج شروع به پژمرده شدن کردند.

💡 اگر ریشه‌های درخت به دلیل کم‌آبی دچار حالت خشک بیخ شوند، دیگر توانایی جذب مواد مغذی از خاک را برای رشد بیشتر نخواهند داشت.

💡 کشاورزان باید مراقب باشند که در فصول پرگرما، خاک بیش از حد خشک نشود تا گیاهان دچار مشکل خشک بیخ و از بین رفتن نشوند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران