خشک بیخ

لغت نامه دهخدا

خشک بیخ. [ خ ُ ] ( ص مرکب ) ریشه خشک، بیخ خشک. چون:درخت خشک بیخ را هیزم شکن برید. || ( اِ مرکب ) خشک ریشه؛ ریشه وقتی که خشک شده باشد:
خشک بیخ آرزو را فتح باب از دیده ساز
کان گلستان را از این به نم نخواهی یافتن.خاقانی.

فرهنگ فارسی

ریشه خشک بیخ خشک

جمله سازی با خشک بیخ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برکند از دل چو ریزه خشک بیخ حزن را ناله های زار بد خواهش بآواز حزین

قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز