حمیمه

لغت نامه دهخدا

( حمیمة ) حمیمة. [ ح َ م َ ] ( ع ص، اِ ) آب گرم. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || بهین شتر. ( منتهی الارب ). کریمه از شتر. ( اقرب الموارد ). ج، حمائم. || شیر گرم کرده شده. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).

جمله سازی با حمیمه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حمیمه کبیره (به عربی: حمیمة کبیرة) یک منطقهٔ مسکونی در سوریه است که در استان حلب واقع شده‌است. حمیمه کبیره ۴٬۱۹۰ نفر جمعیت دارد.