حظوظ

لغت نامه دهخدا

حظوظ. [ ح ُ ] ( ع اِ ) ج ِ حظ. ( دهار ). حظاء. احظ. ( جمع بر غیر قیاس ). ( مهذب الاسماء ). حظوظة.
- حظوظ خمسه؛ ( اصطلاح احکامیان از منجمین ) عبارت از خانه [ بیت ] و شرف و مثلثه و حد و وجه. و صاحب کشاف اصطلاحات الفنون گوید: کما یذکر فی لفظ الایصال. فی فصل اللام من باب الواو، هی بیت الکوکب ثم شرفه ثم المثلثة ثم الحد، ثم الوجه.
- حظوظ نفس؛ ( عندالصوفیه ) مازادفی الحقوق کما سیجی ٔ.

فرهنگ عمید

= حظ

فرهنگ فارسی

جمع حظ
( اسم ) جمع حظ ۱ - بهره ها برخورداریها. ۲ - خوشیها. ۳ - بدبختیها.

جمله سازی با حظوظ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بالجمله، بر سالك راه آخرت مراعات احوال ادبار واقبال نفس لازم است؛ و چنانكه از حظوظ نبايد مطلقا جلوگيرى كند كه منشاء مفاسد عظيماست، نبايد در سلوك از جهت عبادات و رياضات عمليه به نفس سخت گيرى كند و آن راتحت فشار قرار دهد؛ خصوصا در ايام جوانى و ابتداى سلوك كه آن نيز منشاء انزجار وتنفر نفس ‍ شود و گاه شود كه انسان را از ذكر حق منصرف كند.))

💡 حلاوة الدنيا توجب مرارة الاخرة شيرينى لذات دنيا موجب تلخى عالم آخرت استكس بمقامات عالى آخرت و درجات منيع بهشتى نرسد جز با ترك حظوظ نفسانى وشهوتهاى حيوانى در عالم دنيا و در كلمه ديگر فرمود:

💡 همچنين كسى كه در زندان عالم طبع محبوس است مى گويد اين همه قصرهاى بهشتى وطعامها و شرابها و حورالعين و ميوه ها و غير آنها را چگونه انسان مورد استفاده قرار دهد وغافل از اينكه سعه عالم آخرت طورى است كه در آن واحد مى تواند از جميع حظوظات ولذايذ بهشتى استفاده نمايد و مادامى كه روح در اين عالم محبوس است عظمت خودش و سعهعالم آخرت را نمى تواند درك نمايد چنانچه در قرآن مجيد مى فرمايد:

💡 و درجمله مقیم را جز رعایت آن کس واجب نیاید که او به رعایت حق مشغول بود و تارک حظ خود باشد، و چون کسی به حظوظ خود اقامت کرد دیگری را باید تا وی را خلاف کند و چون باز به ترک حظ خود گرفت وی به حظ وی اقامت کند شاید تا اندر هر دو حال راه برده باشد نه راه زده.

💡 چون دیگر روز بود، بوذر به نزدیک پیغمبر علیه السّلام آمد. وی گفت: «من همان گویم یا باذر، که دوش سلمان گفت: اِنّ لِجَسَدِکَ علیک حقّاً.» چون بوذر به ترک حظوظ خود بگفته بود، سلمان به حظوظ وی اقامت کرد و ورد خود فرو گذاشت. بر این اصل هرچه کنی صحیح و مستحکم آید.

💡 و گفته اند سماع بر دو قسمت بود، سماعی بود بشرط علم و صحو، و شرط مستمع آنست کی اسماء و صفات داند و اگر نداند کفر محض افتد و سماعی بود بشرط حال، خداوند او باید که از احوال بشریّت فانی گشته باشد و از آثار حظوظ پاک بود بظهور احکام حقیقت.

اصالت یعنی چه؟
اصالت یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز