جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بالجمله، بر سالك راه آخرت مراعات احوال ادبار واقبال نفس لازم است؛ و چنانكه از حظوظ نبايد مطلقا جلوگيرى كند كه منشاء مفاسد عظيماست، نبايد در سلوك از جهت عبادات و رياضات عمليه به نفس سخت گيرى كند و آن راتحت فشار قرار دهد؛ خصوصا در ايام جوانى و ابتداى سلوك كه آن نيز منشاء انزجار وتنفر نفس شود و گاه شود كه انسان را از ذكر حق منصرف كند.))
💡 حلاوة الدنيا توجب مرارة الاخرة شيرينى لذات دنيا موجب تلخى عالم آخرت استكس بمقامات عالى آخرت و درجات منيع بهشتى نرسد جز با ترك حظوظ نفسانى وشهوتهاى حيوانى در عالم دنيا و در كلمه ديگر فرمود:
💡 همچنين كسى كه در زندان عالم طبع محبوس است مى گويد اين همه قصرهاى بهشتى وطعامها و شرابها و حورالعين و ميوه ها و غير آنها را چگونه انسان مورد استفاده قرار دهد وغافل از اينكه سعه عالم آخرت طورى است كه در آن واحد مى تواند از جميع حظوظات ولذايذ بهشتى استفاده نمايد و مادامى كه روح در اين عالم محبوس است عظمت خودش و سعهعالم آخرت را نمى تواند درك نمايد چنانچه در قرآن مجيد مى فرمايد:
💡 و درجمله مقیم را جز رعایت آن کس واجب نیاید که او به رعایت حق مشغول بود و تارک حظ خود باشد، و چون کسی به حظوظ خود اقامت کرد دیگری را باید تا وی را خلاف کند و چون باز به ترک حظ خود گرفت وی به حظ وی اقامت کند شاید تا اندر هر دو حال راه برده باشد نه راه زده.
💡 چون دیگر روز بود، بوذر به نزدیک پیغمبر علیه السّلام آمد. وی گفت: «من همان گویم یا باذر، که دوش سلمان گفت: اِنّ لِجَسَدِکَ علیک حقّاً.» چون بوذر به ترک حظوظ خود بگفته بود، سلمان به حظوظ وی اقامت کرد و ورد خود فرو گذاشت. بر این اصل هرچه کنی صحیح و مستحکم آید.
💡 و گفته اند سماع بر دو قسمت بود، سماعی بود بشرط علم و صحو، و شرط مستمع آنست کی اسماء و صفات داند و اگر نداند کفر محض افتد و سماعی بود بشرط حال، خداوند او باید که از احوال بشریّت فانی گشته باشد و از آثار حظوظ پاک بود بظهور احکام حقیقت.