لغت نامه دهخدا
حتن. [ ح َ / ح ِ ] ( ع اِ ) مانند.قرین. همتا. همسر. حریف. ج، احتان. ( منتهی الارب ).
حتن. [ ح َ ] ( ع مص ) حتن حرّ؛ سخت شدن گرما. ( منتهی الارب ).
حتن. [ ح َ ت َ ] ( ع اِ ) کرانه های کوه. ( منتهی الارب ).
حتن. [ ح َ / ح ِ ] ( ع اِ ) مانند.قرین. همتا. همسر. حریف. ج، احتان. ( منتهی الارب ).
حتن. [ ح َ ] ( ع مص ) حتن حرّ؛ سخت شدن گرما. ( منتهی الارب ).
حتن. [ ح َ ت َ ] ( ع اِ ) کرانه های کوه. ( منتهی الارب ).
کرانه های کوه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هِتن آباد یا حتن آباد دهی از دهستان قُهاب از توابع شهرستان اصفهان میباشد. علی اکبر دهخدا در در لغت نامه خود، به نقل از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰، هتن آباد را ناحیه ای جلگه ای و معتدل معرفی کرده که آب آن از طریق قنات تأمین میشود و غلات، کنجد، پنبه و صیفی از جمله محصولات کشاورزی آن میباشد.