لغت نامه دهخدا
جیپال. [ ج َ ] ( اِخ ) نام یکی از راجهای هند که سلطان محمود بر او غالب آمد، و گاهی بمعنی مطلق پادشاه استعمال کنند. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). و رجوع به حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 372، 373، 377، 381 شود.
جیپال. [ ج َ ] ( اِخ ) نام یکی از راجهای هند که سلطان محمود بر او غالب آمد، و گاهی بمعنی مطلق پادشاه استعمال کنند. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). و رجوع به حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 372، 373، 377، 381 شود.
پادشاه کابل پسر بهیم از اعقاب کلر از براهمه. توضیح را از القاب روسای هند دانسته اند مانند قیل در عرب و بطریق در روم و آن بر اساسی نیست. رک. ماللهند بیرونی ص ۸ - ۲٠۷ دیوان ناصر خسرو. تعلیقات ۶۵۳.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از آن پس بگوییم چیزی که هست به جیپال سازیم شمشیر دست
💡 به چنگال جیپال را دست برد کمربند او را گرفت و فشرد
💡 به هند اندرش هست جیپال نام زمین زیر کان و زمان زیر نام