جیبر
لغت نامه دهخدا
جیبر. [ ب َ ] ( اِ ) فرادیس بود که جمع فردوس است که بوستان و بهشت باشد. ( برهان ) ( آنندراج ).
جیبر. [ ج ِ ب ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان بلوک شرقی بخش مرکزی شهرستان دزفول. دشت گرم سیر مالاریایی. سکنه 100 تن. آب آن از رودخانه دز. محصول آن غلات، برنج، کنجد و شغل اهالی زراعت و راه آنجا مالرو است. ساکنین از طایفه ٔبختیاری می باشند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
جمله سازی با جیبر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 رامین ناصرنصیر نقش فیروز جیبر، دزد، رئیس غلام و زندانی
💡 مفهوم جیبر در ریاضیات یکی از پایههای اصلی علم است که به ما اجازه میدهد تا روابط میان متغیرهای مختلف را با استفاده از نمادها بیان کنیم
💡 یادگیری اصول اولیه جیبر در دوران مدرسه، پایه و اساس لازم برای ورود به رشتههای مهندسی و علوم پایه در دانشگاهها را فراهم میسازد
💡 استفاده از معادلات جیبر در محاسبات مهندسی ساختمانی برای تعیین میزان مقاومت ستونها و تیرها در برابر بارهای مختلف، امری بسیار حیاتی و الزامی است