تنغم

لغت نامه دهخدا

تنغم. [ ت َ ن َغ ْ غ ُ ] ( ع مص ) سخن نرم گفتن. ( تاج المصادر بیهقی ).سخن آهسته گفتن، یقال: سکت فماتنغم. || آهسته سرائیدن. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با تنغم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بروزگار وی ار زحمتی رسد بکبوتر سوی نشیمن باز آید از برای تنغم

گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز