لغت نامه دهخدا
بیت الصنم. [ ب َ تُص ْ ص َ ن َ ] ( ع اِ مرکب ) بتخانه. ( آنندراج ) ( مهذب الاسماء ). بهار. بتکده. بهارخانه. هیکل. فرخار. ( یادداشت بخط مؤلف ):
صائب روا مدار که بیت الحرام دل
از فکرهای بیهده بیت الصنم شود.صائب ( از آنندراج ).
بیت الصنم. [ ب َ تُص ْ ص َ ن َ ] ( ع اِ مرکب ) بتخانه. ( آنندراج ) ( مهذب الاسماء ). بهار. بتکده. بهارخانه. هیکل. فرخار. ( یادداشت بخط مؤلف ):
صائب روا مدار که بیت الحرام دل
از فکرهای بیهده بیت الصنم شود.صائب ( از آنندراج ).
( اسم ) بتخانه بتکده: (( صائب. روا مدار که بیت الحرام دل ازفکرهای بیهده بیت الصنم شود. ) ) ( صائب )
بتخانه. بهار. بتکده. بهار خانه. هیکل. فرخار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سالها افزون بود از دو هزار تا که این بیت الصنم شد استوار
💡 ایزادۀ زیاد که دین از تو شد بباد آن خیمه های سوخته بیت الصنم نبود
💡 مسلمی چون تو در آن دارد گذار و اندر آن بیت الصنم هم برقرار
💡 ذکر تو ورد هر زبان در مسجد و درمیکده نام تو حرز هرجنان در کعبه و بیت الصنم
💡 صائب روا مدار که بیت الحرام دل از فکر های بیهده بیت الصنم شود
💡 شده از سیل سیه کعبۀ توحید خراب وین عجبتر شده بیت الصنم آباد امشب