لغت نامه دهخدا
بی کیش. ( ص مرکب، ق مرکب ) ( از: بی + کیش ) بی دین. بی ایمان. کافر. رجوع به کیش شود.
بی کیش. ( ص مرکب، ق مرکب ) ( از: بی + کیش ) بی دین. بی ایمان. کافر. رجوع به کیش شود.
بی دین. بی ایمان. کافر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر چه ترکم خوی ترکی کردهام بیرون ز سر برسر یاران خود بی کیش و قربان آمدم