بی بسی

لغت نامه دهخدا

بی بسی. [ بی ب َ ] ( حامص ) بی مددی وبی یاوری. || عدم کفایت. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

بی مددی و بی یاوری ٠ یا عدم کفایت

جمله سازی با بی بسی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در جریان جنگ سرد، این ترانه در ۲۰ ایستگاه رادیویی زیرزمینی سرویس پخش برنامه‌های بی بی بسی در زمان جنگ نگهداری و به منظور گسترش اطلاع رسانی و بالا بردن روحیه عمومی، بارها و بارها به مدت ۱۰۰ روز پس از حمله اتمی پخش می‌شد.

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز