لغت نامه دهخدا
بشتفروش. [ ب ُ ت َ ] ( اِخ ) بشنفروش. رجوع به بشنفروش شود.
بشتفروش. [ ب ُ ت َ ] ( اِخ ) بشنفروش. رجوع به بشنفروش شود.
بشنفروش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شهر نیشابور یا ابرشهر، قصبه یا شهرستان مرکز ربع نیشابور، خود به چهار بخش یا ربع تقسیم میشده که ریوند، مازل، شامات (یا تکآب) و بشتفروش نام داشتهاند. ربعهای نیشابور، از مرکز شهر (مسجد جامع)، در جهت صحرا و کوه، به چهار طرف کشیده شده بودند؛ آن قسمت از هر ربع که پیوسته به شهر بود محله؛ و آنچه در صحرا و کوه و بیرون از شهر بود «ربع» نامیده میشد
💡 شامات، نام یکی از رَبع (بخش)های چهارگانه نیشابور قدیم است. که از چهار سو، شهر نیشابور را در میان گرفته بودند و آنها عبارتند از: شامات، ریوند، مازل، بشتفروش. ربعها نیشابور، از مرکز شهر (مسجد جامع)، در جهت صحرا و کوه، به چهار طرف، تا انتهای حدود و مرزهای ولایت (شهرستان) کشیده میشد. آنچه پیوسته به شهر بود «محله» و آنچه در صحرا و کوه بود «ربع» نامیده میشد.
💡 بشتفروش، نام یکی از رَبع (بخش)های چهارگانه نیشابور قدیم است. که از چهار سو، شهر نیشابور را در میان گرفته بودند و آنها عبارتند از: شامات، ریوند، مازل، بشتفروش. ربعها نیشابور، از مرکز شهر (مسجد جامع)، در جهت صحرا و کوه، به چهار طرف، تا انتهای حدود و مرزهای ولایت (شهرستان) کشیده میشد. آنچه پیوسته به شهر بود «محله» و آنچه در صحرا و کوه بود «ربع» نامیده میشد.