بسکر

لغت نامه دهخدا

بسکر. [ ب َ ک َ ] ( اِخ ) بشکر، بسکو، لسکو. قصبه ای به سیستان: و عبداﷲبن ناشره ناحیت فراه و قصبه بسکر مهمل گذاشته بود. ( تاریخ سیستان چ 1، 1314 هَ. ش. محمد رمضانی ص 104، 156، 159، 188، 218، 324، 325 و 364 ).
بسکر. [ ب َ ک َ ]( اِخ ) بسکو. قصبه ای از سیستان. رجوع به بسکو شود.

جمله سازی با بسکر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وی نیز حدود پنج‌هزار هوادار خارجی از جمله هواداران خلف و نیز حامی احتمالی او، مولی حضین، را گردآورد و در بسکر (بسکو یا همان لشکر) شورش نمود.

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز