لغت نامه دهخدا
بزرگ محل. [ ب ُ زُ م َ ح َل ل / ح َ ] ( ص مرکب ) بزرگ مرتبه. بزرگ مقام. بلندپایه:
زهره و مشتری چنان نگرند
پایه قَدرت ای بزرگ محل.سعدی.
بزرگ محل. [ ب ُ زُ م َ ح َل ل / ح َ ] ( ص مرکب ) بزرگ مرتبه. بزرگ مقام. بلندپایه:
زهره و مشتری چنان نگرند
پایه قَدرت ای بزرگ محل.سعدی.
بزرگ مرتبه بلند پایه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بوقلمونهای بزرگ محلی (صنعتی) توانایی پرواز (پریدن) ندارند اما بوقلمونهای کوچک وحشی (در جنگلها و در روستاها) توانایی پرواز تا چند صد متر را دارند. آنها میتوانند با این پرشها به بالای درختان پرواز کنند و خود را از دست شکارچیان نجات دهند. بوقلمونها تا دو هفته بعد از بیرون آمدن از تخم نمیتوانند پرواز کنند.
💡 زحل و مشتری چنان نگرند پایهٔ قدرت ای بزرگ محل