لغت نامه دهخدا
طواران. [ طُ ] ( اِخ ) شهرستانیست بزرگ بسند و قصبه آن قزدار واز شهرهای آن قندبیل و غیره است. ( معجم البلدان ).
طواران. [ طُ ] ( اِخ ) شهرستانیست بزرگ بسند و قصبه آن قزدار واز شهرهای آن قندبیل و غیره است. ( معجم البلدان ).
💡 چنانکه قبلاً هم اشاره شد، شاهنشاهی اردشیر بنا بر محاسبه نلد که ۲۶ سپتامبر سال ۲۲۶ م. بودهاست و این، همان سالی است که در آن اردشیر به سلطنت رسیده و مطابق است با سال ۵۳۸ سلوکی. شاید این سال، شکست اردوان یا سال فتح تیسفون و پایتخت شدن آن باشد. بعضی تاریخ شکست اردوان را بنابر محاسباتی که کرده ۲۸ آوریل ۲۲۴ م. گفتهاند و در این صورت سال ۲۲۶ م. باید سال تصرف تیسفون باشد که شاهنشاهی اردشیر در آن روز مسجل شدهاست. اردشیر پس از فتح ولایات غربی، متوجه مشرق ایران شد و سیستان و گرگان و ابرشهر (نیشابور) و خوارزم و مرو و بلخ را گرفت و به پارس بازگشت. در آنجا پادشاهان کوشان و طواران و مکران رسولانی نزد او فرستادند و اظهار انقیاد کردند. این میرساند که اردشیر به این نواحی نرفتهاست و چون اشکانیان را برانداخته بود، ممالک و ایالات نیمهمستقل تابع یا باجگزار اشکانیان، سلطنت تازه را به رسمیت شناختهاند. اردشیر در اواخر پادشاهی خود شاپور را در حکومت شرکت داد؛ و این از سکههایی که نیمتنه هر دو تن بر آنها نقش بستهاست معلوم میشود.